أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
132
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نگاه كرد رسول را ديد در ميان جماعتى اندك طمع او را درآمد گفت : لا نجوت ان نجوت مرهام اگر از دست من برهى ، و آهنگ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرد صحابه گفتند : يا رسول اللّه دستور باشد تا ما يكى پيش او رويم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : رها كنيد تا بيايد و پيش ازين هرگاه كه پيغمبر را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ديدى گفتى : ماديانى دارم هر روز او را فرقى ارزن مىدهم تا ترا بر پشت او بكشم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتى : من ترا كشم ان شاء اللّه چون روز احد بود اين ملعون قصد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرد چون نزديك درآمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حربهء از دست حارث بن الصمه « 1 » فرا گرفت بر گردن او زد چنان كه اثرى اندك بكرد مانند خدشهء ، او از اسب بيفتاد و بانگ و فرياد بر گرفت و ميگفت : قتلنى محمّد ، او را از آنجا بر گرفتند و ميگفتند كه : اين جراحت را هيچ اثرى نيست او ميگفت : و اللّه كه اين طعنه كه محمّد بر من زد اگر بر همهء ربيعه و مضر زدى همه هلاك شدندى و اين از آنست كه او مرا گفت كه : من ترا بكشم و اگر نيز هيچ بر من نزدى چون اين مقالت گفته بودى من هم كشتهء او بودمى ، آن روز زنده بود و شب را بدوزخ رسيد چون خبر فاش شد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بكشتند بعضى از مسلمانان گفتند كه : ما را از ابو سفيان امان بايد خواست انس بن النضر عمّ انس مالك گفت : اى مردمان اگر محمّد را بكشتند نه خداى محمّد برجاست ما زندگانى چه خواهيم كرد از پس رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بيائيد تا همچنان كارزار كنيم تا آنگه كه ما را نيز شهيد كنند آنگه گفت : اللّهمّ إنّى أعتذر اليك ممّا يقول هؤلاء آنگه حمله كرد و كارزار ميكد تا بكشتندش ؛ ايشان درين بودند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از كنارهء درآمد و بر سنگى آمد و باستاد و آواز داد اوّل كسى كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بشناخت كعب بن مالك بود گفت : در نگريدم چشمهاى رسول را ديدم در زير مغفر بشناختم و آواز دادم كه : اى مسلمانان بشارت باد شما را اينك رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من اشارت كرد كه : خاموش باش جماعتى صحابه با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم افتادند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را توبيخ كرد بر گريختن ايشان گفتند : يا رسول اللّه ما را دل بر جاى نماند كه آواز قتل تو شنيديم و عذر خواستند و خداى تعالى درين باب اين آيت فرستاد و گفت كه : محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيست الّا پيغمبرى و پيش ازو
--> ( 1 ) - در قاموس گفته : « و الصمة بالكسر الشجاع و الاسد كالصم و والد دريد الشاعر و الصمتان هو و اخوه مالك » و ترجمهء حارث نامبرده در كتب رجال و خاصه و عامه هست فراجع ان شئت .